فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

273

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

آستان قدس رضوى ايران در زمان سلطنت سلسلهء صفويه نه تنها چيزى از دست نداد بلكه با شناختن شهر مشهد به عنوان يك شهر مقدس پيشرفت فراوان كرد . در قرن يازدهم هجرى پادشاهان اين سلسله توجه و علاقهء خود را نثار اين زيارتگاه كردند . ولى پادشاهى كه پيش از ساير اعضاى اين سلسله به اين نكته توجه كرد ، كه وجود يك زيارتگاه عمومى براى متحد ساختن اقوام امپراتورى ضرورت دارد ، شاه عباس بود . وى شخصا چندين بار به زيارت مشهد رفت و هر بار در آنجا هداياى نفيسى از خود به جاى گذاشت تا به شكوه و زيبايى اين زيارتگاه بيفزايد و به اين ترتيب زوار را تشويق كرد كه مقدم بر زيارت مكه از اين شهر مقدس بازديد كنند . طبيعى است كه جالب‌ترين جاى شهر و نقطه‌اى كه بيش از همه مورد توجه است « آستان قدس رضوى » مىباشد . سه يا چهار تن مسيحى با لباس مبدل و با به خطر انداختن جان خود وارد حرم شده‌اند و تعريف و توصيفى كه از داخل آن مىكنند درست و قابل اعتبار است . هنگامى كه لرد كرزن در مشهد اقامت داشت به او اجازه داده شد كه از بام يكى از خانه‌هاى مشرف به دروازهء بست نماى خارجى آن را مشاهده كند ولى ديدن منظرهء داخلى حرم از اين محل امكان ندارد . لرد كرزن ادعا مىنمايد كه وى نخستين تن از اعضاى پارلمان انگلستان است كه به مشهد مسافرت كرده . از زمان صفويه تا كنون پادشاهان و شاهزادگان مختلف هداياى نفيس و گران‌قيمتى تقديم « آستان قدس رضوى » كرده‌اند . به طورى كه شرح آن ، ساختمان « معبد سليمان » را به خاطر انسان مىآورد . سليمان داخل ساختمان را با طلاى ناب اندود و در جلو